html> نبرد بی پایان فصل 2  قسمت 19

شاه گابلین:خب پس گمونم باید زرهمو در بیارم اونوقت تیراش بهم آسیب می زنه ولی از دور که خوب نمیتونه حدف بگیره و قبلش هم نمیدونستم تفنگ داره ولی الان میدونم تفنگ داره،کلانتر ماکارونی:چرا زرهشو در اورد؟شاه گابلین شمشیرش را بلند میکند و در زمین فرو میکند،کلانتر ماکارونی هم دوباره میپرد شاه گابلین از فرصت استفاده میکند و یک چاقو به منطقه ای که کلانتر ماکارونی از آنجا پرید پرت میکرد و چاقو موقع سقوط به کلانتر ماکارونی میخورد،شاه گابلین:بهش خورد حالا میرم نزدیک،کمی بعد:شاه گابلین حالا وقتشه بکشمت،کلانتر ماکارونی تفنگ هایش که از قبل آماده کرده بود را به سمت شاه گابلین میگرد و شکلیک میکند شاه گابلین با شمشیرش جلوی تیر هارا میگرد ولی در شمشیرش دو سوراخ ایجاد میشود،کلانتر ماکارونی یک چاقو را روی شمشیر شاه گابلین می اورد و آنیکی را به سمت سر شاه گابلین می برد،شاه گابلین دستش را سپر میکرد تا ضربه به سرش نخورد و بعد با سرش به سر کلانتر ماکارونی می زند و اورا به زمین می زند،شاه گابلین شمشیرش را بلند می کند و با آن به دست کلانتر ماکارونی میزند،کلانتر ماکارونی هم به سرعت تیری به جای زخم دست شاه گابلین می زند،شاه گابلین به عقب می رود،شاه گابلین:ای غذای حروم زاده حالا می کشمت...
کلانتر سوسیس:خب پس قراره دوباره بجنگیم جک و جیک،جک:درسته ولی ایندفعه کلانتر کالباسی نیست نجاتت بده،کلانتر سوسیس درسته ولی از کجا معلوم کلانتر ماکارونی شکست بخوره،جک:اون حله حریف شاه گابلین که نمیشه خب آماده باش،جک و جیک هردو تفنگ هایشان را در می آورند و به سمت کلانتر سوسیس می گیرند،کلانتر سوسیس هم دو تفنگش را به سمت آن ها،جک:فکر کنم یبار دیگه هم این اتفاق پیش اومد در هر صورت الان ما شلیک می کنیم،کلانتر سوسیس در دلش:وای چیکار کنم.جک و جیک شلیک میکنند در همان حال کلانتر سوسیس در زمین دراز می کشد و با تفنگ دو ضربا به پاهای جیک می زند،جک: ای کثافت ،و بعد جک دو تیر به دست های کلانتر سوسیس می زند،جک:اون کارت برات بد تموم میشه،کلانتر سوسیس با کله در شکم جک می رود و اورا در زمین می زند و و با دهنش خنجری را میگیرد،جک کلاتر سوسیس را حل می دهد و بعد تفنگ هایش را به سمتش میگیرد،کلانتر سوسیس با خنجر در دهانش پای جک را زخمی میکند و بعد دور می شود،اما از پشت او جیک اورا می گیرد و چندین مشت محکم به کلانتر سوسیس می زند،کلانتر سوسیس هم با خنجر به گلوی جیک ضربه می زند،جک:ای عوضی تو اونو کشتی ،کلانتر سوسیس:به خدا عمدی نبود می خواستم به شکمش ضربه بزنم،جک با پا به صورت کلانتر سوسیس می زندو بعد تفنگ هایش را در می آورد و دو تیر به پاهای کلانتر سوسیس می زند،جک:این برای این بود که قصد جون کلانتر سیاه رو کردی دومی هم بخاطر ایم که قصد جون خودمو کردی،جک  دو تیر به سینه ی کلانتر سوسیس می زند،جک:این دوتاهم برای اینکه برادرمو کشتی حالاهم قبل اینکه بمیری میخوام پا، رو تو جای زخم هات بزارم تا زجر بکشی...



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۰ | 10:14 | نویسنده : دیدارا |